زين العابدين شيروانى

64

بستان السياحه ( فارسي )

شهريست از بلاد روم ابلى در سه منزلى واقعست و مدّتها دار الملك آل عثمان بوده راقم نديده و ليكن مكرّر مردم آنجا را ديده است ذكر اداليه شهريست از بلاد اناطولى و در قرب مدينه آدنا واقعست راقم آنجا را نديده و مردمش نيز مشاهده نكرديده ذكر اران در لغت ترك بمعنى كرمسير است و چون آن ديار نسبت بقرب جوار خود كرمسير است لهذا تركان آنجا را اران كفته‌اند باىّ حال اران بفتح همزه و راء مع الالف و نون ساكنه ولايتى است معروف و به كثرت آب و خضرت موصوف آن ديار ما بين رود ارس و كر واقع شده محدود است از طرف مشرق بآذربايجان و از سمت مغرب بمضافات روم و از شمال به موغان و كرجستان و از جانب جنوب بملك ارمن محتويست بر بلاد مشهوره و قصبات معموره آن مملكت طولانى اتّفاق افتاده و قديم الزّمان ولايت علىحدّه بوده اكنون سالهاى فراوانست كه از توابع آذربايجانست مدّت مديد در تصرّف اولياى ملوك قاجاريّه بود اكنون سه سال مىشود كه طايفه روسيّه تصرّف نموده‌اند دار الملك اران شهر ايروانست ذكر اردبيل بفتح همزه و سكون راء و فتح دال مهمله و باء موحّده مكسوره مع سكون الياء و لام شهريست عاليمقام از بلاد آذربايجان به برودت هوا و عذوبت ماء مشهور جهانست طولش از جزاير خالدات فلب و عرضش از خطّ استوى لح از اقليم رابع در دشت واقع و در چهار فرسخى كوه سيلان اتّفاق افتاده و جوانب اربعه‌اش كشاده است و طرف مشرق شهر تبريز و مغرب ولايت طالش واقعست صاحب روضة الصّفا كفته كه اردبيل از بناهاى كيومرث است و بعضى كويند كه از ابنيهء اردبيل ابن ارس ابن لمطى ابن يونان ابن عامر ابن شانح ابن ارفحشد ابن سام ابن نوح ع است جماعتى از مورّخان را عقيده آنست كه در هنكام معارضه كيخسرو ابن سياوش و فريبرز ابن كيكاوس در امر سلطنت در كوه سيلان حصارى بود در غايت متانت موسوم به بهمن‌دز در قرون بسيار كمند هيچ ذى شوكت به شرفات آن قلعه نرسيده و خيال تصرّف هيچ صاحب حشمتى بكرد آن نكرديده فتح آن قلعه را برفع خصومت مقرّر ساختند و باسباب و آلات فتح آن حصار كردون آثار پرداختند نخست فريبرز با طوس رفته بعد از تردّد بسيار محروم و مأيوس بازكشت آنكاه كيخسرو با كودرز به نيروى اقبال رفته آن قلعه را كرفته همان زمان بنياد دار الارشاد اردبيل نمود هوايش به‌غايت سرد چنان كه در بعض سنوات حاصل را حصّاد نموده و سال ديكر كندم از كاه جدا كنند و از فواكه كيلاس آنجا ممتاز است راقم مكرّر آنجا را ديده و مشاهده نموده است مزار كثير الانوار شيخ صفى الدّين در آن ديار مطاف طوايف اهل روزكار است و در عصر دولت ملوك صفويّه اردبيل به‌غايت معمور و ملاذ نزديك و دور بوده بعد از انقراض دولت آن طايفه بسبب تردّدات سپاه مخالف و مؤالف باركان عمارتش خرابى راه يافته سيّما سه سال قبل لشكر روسيّه جبرا و قهرا كرفتند آنچه كردند كردند دمار از كتب‌خانه و اسباب موقوفات شيخ صفى الدّين نيز برآوردند و آنچه آن حضرت از زيب و زينت داشتند بردند اكنون قرب دو سه هزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست مسكن طايفهء شاهسون از طوايف قزلباش و جميع ساكنان شهر و قراء و صحرا شيعه اماميّه‌اند همكى سفيد چهره و ترك‌زبان و با مسافران مشفق و مهربان‌اند از ايّام زبدة الواصلين شيخ صفى الدّين تا زمان سلطان حيدر ولد سلطان جنيد قرب دويست سال اردبيل دار الارشاد بوده و صوفيان كرام و مشايخ عظام آن مقام را دار الارشاد نموده بودند و علوّ نسب و سموّ حسب آن جناب مشهور و در كتب مؤالف و مخالف مذكور است نسب آن حضرت بدين‌موجبست قدوة العارفين شيخ صفى الدّين اسحاق ابن شيخ امين الدّين جبرائيل ابن شيخ صالح ابن سيّد قطب الدّين ابن سيّد صلاح الدّين رشيد ابن سيّد محمّد الحافظ كلام اللّه ابن سيّد عوض الحواض ابن سيّد فيروز شاه زرّين كلاه ابن سيّد شرف شاه سيّد محمّد ابن سيّد حسن ابن سيّد محمد بن سيّد ابراهيم ابن سيد جعفر ابن سيّد محمّد ابن سيّد اسماعيل ابن سيد احمد الاعرابى